|
|
![]() |
![]() |
|
| محبت از درخت آموز که حتی سایه از هیزم شکن هم بر نمی دارد |
|
ممنون که تونستید این چند مدت منو تحمل کنید ببخشید اگه مطالبم جالب نبود ....! خدا نگهدار همتون.....................یاعلی
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط |
|
|
دنيا را بد ساخته اند.........
كسي را كه دوست داري،تورادوست نمي دارد كسي كه تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين....
هجران برگه کلید پاسخ به این معما است.
نازکم! امتداد نگاه ها را دریاب و زان پس انتخاب کن!
زندگی گذراندن نیست گذری است برای عبور از گذرگاهی که وصال به غایت را ارمغان می دهد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط |
|
|
هستم......
همان تك پرستو اي كه از قافله مهاجران شهر عشق جا مانده ام همان كسي كه امروز لبانش با نامت و قلبش با عشق تو آشنا مي شود همان كسي كه روزي قلبش پرواز مهر و صميميت بود " ......ولي امروز رو به نابوديت است اكنون كه اين دست نوشته را مي نگارم درياي وجودم پر از ابرهاي تيره و تار است مي خواهم درباره كسي سخن بگويم كه آشنايي با او اندك زمان و كم است... کاش میشد در این دو روز زندگی در این دو روز زندگی بی رنگ بود مثل آب مثل خاک اما افسوس و صد افسوس که این گونه نیست و زندگیمان هزار رنگ است و دستانمان آلوده به رنگها...
تو اگر می دانستی که چه زخمی دارد
پس بدون سبب تنهاییت خودتی..... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط |
|
|
الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست ... هزاردفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست ... شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي ازدل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلندتر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست ... دل مرا بخوان که خیلی بی ادعاست...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط |
|
|
دوباره پاييز شده اما با يه فرق كه ...
دوباره پاييز شد ... و چه ناگهان تمام شد آن همه خيال هاي عاشقانه و كسي صداي شكستن قافيه هاي نقره ايم را نشنيد ... و مهتابي كه در گذر از ثانيه ها دوباره به پاييز رسيد ... و در بي خيالي ترين روزهاي پاييزي حتي خورشيد بي رمق را هم ياد نكرد ... و ندانست ! و ندانست كه ابر هم او را رحم نخواهد كرد .. آنگاه من ماندم و دلي كه از چيزي ساختمش كه خودم هم ندانستم چيست ! در جاده اي پا گذاشتم كه نمي دانم كدامين سو مي رود ... اما در جاده هم كسي مرا نخواند ... فقط شنيدم كسي گفت جاده به ان سوي بي سوي بيشه هاي رويا مي رود و من چه عاشقانه باور كردم ... و در آخر پشت تلخ ترين نگاهي كه ديده اي تمام شدم اشك شدم و چكيدم بر گونه اي كه روزي نقره اي ترين بوسه ها را كشف كرده بود ... و حال تنها از بوسه ها بوي مرگ و خيانت مي پيچد در فضاي دود آلود هوس ... پس كو بيشه ؟ كجاست آن همه رويا ؟ و نفرين خدا با من بود ... دست هايم خيلي وقت است كه رو به سوي تو دراز است و هميشه خالي مانده ... همه جا شب است ، هميشه شب بود ، تاريكي هرگز سايه اش را از سر تنهايي هايم كم نكرد ... اما انگار اين روزها از هفتمين طبقه ي آسمان آمده اي پايين جايي نزديك زمين كوچك ، دستهايم را دراز مي كنم سوي تو شايد رحمتت را باريدي و دست هاي كوچك و ناتوانم را خالي نگذاشتي ... سال هاست كه همه درها را بسته اي ... سال هاست كه دستهايم از آسمانت خالي برگشته به اين دنياي خاكي ...
خداوندا ديگر كجاي قصه را به انتظار پاياني باشكوه بنشينم ؟
مگر نه اينكه ما به رغم تمام نداشته هايمان ، همه چي را از تو طلب مي كنيم ؟
پس چرا به تمناي صادقانه و دردآلود و پر از گناهم ارزشي نمي نهي ؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط |
|
|
نه طریق دوستان است و نه شرط مهرباني كه به دوستان يكدل سر دست برفشاني دلم از تو چون برنجد؟ كه به وهم در نگنجد كه جواب تلخ گويي تو بدين شكر دهاني نفسي بيا و بنشين سخني بگو و بشنو كه بتشنگي بمردم بر آب زندگاني غم دل به كس نگفتم كه بگفت رنگ و رويم تو بصورتم نگه كن كه سرايرم بداني عجبت نيايد از من سخنان سوزناكم عجبست اگر بسوزم چو بر آتشم نشاني ؟ دل عارفان ببردند و قرار پارسايان همه شاهدان به صورت تو به صورت و معاني نه خلاف عهد كردم كه حديث جز تو گفتم همه بر سر زبانند و تو در ميان جاني اگرت به هر كه دنيا بدهند حيف باشد وگرت به هر چه عقبي بخرند رايگاني تو نظير من ببني و بديل من بگيري عوض تو من نيابم كه به هيچ كس نماني نه عجب كمال حسنت كه به صد زبان بگويم كه هنوز پيش ذكرت خجلم ز بي زباني مده اي رفيق پندم كه نظر برو فكندم تو ميان ما نداني كه چه مي رود نهاني مزن اي عدو به تيرم كه بدين قدر نميرم خبرش بگو كه جانم بدهم به مژدگاني بت من چه جاي ليلي كه بريخت خون مجنون ؟ اگر اين قمر ببيني دگر آن سمر نخواني دل دردمند سعدي ز محبت تو خون شد نه بوصل مي رساني نه به قتل مي رهاني
شمع گر پروانه را سوخت از خودش خیری ندید آه عاشق سخت گیرد دامن معشوق را...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط |
|
|
زینب اللهی شدن بیرون ز عقل و درک ماست...
ما گرفتار بلای زينبيم ما حسينی از عطای زينبيم تا خدا بر ما عنايت میکند ما گدای هر گدای زينبيم بر گل نرگس قسم در روضهها سائل مهر و وفای زينبيم ما برای دين به سينه میزنيم شيعيان درسهای زينبيم سينه عريانِ حسين بی کفن رخ کبودانِ عذای زينبيم آخر مجلس به وقت شور عشق سوی مقتل در قفای زينبيم وقت ديدار عجل بعد از حسين (ع چشم در راه لقای زينبيم در جزا گر مادرش رخصت دهد دست بر سينه بپای زينبيم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط |
|
|
به صداقت کبوتران قسم که گیسوان ارزویم را با نام تو میبافم و روی بال پروانه ها و کبوتر ها و قاصدکها مینویسم سلام بر تو سلام بر تو.....
ای کاش........... کاش همیشه از اسمون خدا بارون عشق بباره کاش میشد سواره ابرای اسمون شدو رفت جایی که پر از عشق باشه کاش میشد رفت به اونجایی که ادماش به عشق احترام میزارن کاش همیشه همه ادما به خاطر عشق قلب هاشون بتپه کاش هیچ ادمی بدون عشق زندگی نکنه کاش خدای مهربون دلا رو به هم نزدیک کنه کاش روزی نباشه که دلی بدون همدل باشه کاش خدای مهربون عشق پاک و تو باغچه دل ما آدما بکاره کاش ادما برای لحظه ای به عشق واقعی فکر کنندو ارزشش رو متوجه بشند(عشق زینب به حسین) کاش لحظه های انتظار زودتر بگذره تا ادم کمتر دلهره داشته باشه کاش میشد با نگاه کردن به چشمای کسی که میگه دوست داره فهمید حرفش راسته یا ..... کاش زندگی انقدر سخت نبود کاش انقدر احساس تنهایی نمیکردیم کاش هیچ ادمی تنها نباشه که خیلی سخته کاش بشه همیشه حتی با خیالش صبح و به شب رسوند کاش همیشه اسمون خدا مثل امروز بارونی بود کاش نیاد روزی که ادم به خاطر یه سری مشکلات پا روی قلبش بزاره کاش وقتی کسی به کسی دل میبنده دلبستنش پاک و عمقی باشه کاش هیچ وقت نمیذاشتیم حریم زیبای عشق شکسته بشه کاش میشد همه ماها به اونی که میپرستیمش قسم بخوریم که تا اخرش عاشق می مونیم وهزار تا کاش............دیگه.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط |
|
|
رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم خطاب به جناب سلمان: ای سلمان محبت فاطمه سلام الله علیها در صد مورد پر مخاطره سود می بخشد، که آسانترین آنها: دم مرگ، قبر، محشر، صراط، و به هنگام حساب و کتاب است.(2) امیر المومنین علیه السلام: خداوی عزوجل غضب می کند به غضب فاطمه و خوشنود می شود به خوشنودی فاطمه.(3) وقتی به خانه می آمدم و به زهرا نگاه می کردم تمام رنج و اندوهم بر طرف می شد.(4) حضرت زهرا سلام الله علیها در فرازی از خطبه معروف خود می فرمایند: هان ای مردم، من فاطمه ام، پدرم حضرت محمد است، در آغاز و فرجام سخنانم می گویم، هرگز سخن ناراست نگویم و هرگز راه خطا نپویم. (5) روزی پدرم رسول خدا به علی علیه السلام اشاره کرد و فرمود: این مرد و پیروان او در بهشتند.(6) لذتی که از حضور، در نزد حق می برم مرا از هر خواهشی باز داشته است. حاجتی جز این ندارم که پیوسته ناظر جمال زیبای خداوند باشم.(7) در روز قیامت آن گاه که برانگیخته شوم، از گناهکاران امت پیامبر اسلام شفاعت خواهم کرد.(8) امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند: شب جمعه ای مادرم فاطمه سلام الله علیها را دیدم که در محراب عبادتش تا صبح مشغول عبادت بود، در این مدت افراد بسیاری را یاد کرد و در حقشان دعا کرد ولی چیزی در مورد خوش نگفت. گفتم: مادرجان در حق همه دعا کردی جز خودت! فرمود: فرزندم اول همسایه سپس داخل خانه.(9) زهرا سلام الله علیها ر عبادت خداوند عابدترین مردم بود. آنقدر بر پا می ایستاد تا پاهایش ورم می کرد.(10) امام حسین علیه السلام می فرمایند: پیامبر اکرم حضرت فاطمه سلام الله علیها را در برابر 480 درهم بع همسری علی در آورد. (11) امام سجاد ع علیه السلام: هنگامی که فاطمه سلام الله علیها به سوی بهشت رهسپار می شود،( فرشته ای از جانب پروردگار می آید و می گوید: ای فاطمه حاجتت را بخواه) می فرماید: پرودگارا حاجت من این است که مرا و هرکسی که به فرزندانم یاری رساندند مورد مغفرت خود قرار دهی.(12) امام باقر علیه السلام : حضرت فاطمه سلام الله علیها بر همه مخلوقات خداوند، از جن و انس و پرنده و درنده و پیامبران و فرشتگان واجب الاطاعه بود.(13) امام صادق علیه السلام : او صدیقه کبری است و همه قرنهای پیشین بر محور معرفت او دور زده است.(14) هر کس فاطمه سلام الله علیها را بشناسد، مانند کسی که شب قدر را درک کرده باشد.(15) امام کاظم علیه السلام : حضرت فاطمه سلام الله علیها صدیقه و شهیده است.(16) امام رضا علیه السلام : هنگامی که حضرت فاطمه در شب اول ماه رمضان استهلال می نمود، نور جمالش بر نور هلال غلبه می کرد و هلال دیده نمی شد، هنگامی که حضرت زهرا غائب میشد آنگاه هلال ظاهر می گشت.(17) امام جواد علیه السلام مدتی طولانی در دریای تفکر غوطه ور بود ( اشک می ریخت و با مشت بر زمین می کوبید)، امام رضا پرسید: جانم به فدایت در چه موضوعی اینقدر می اندیشی؟! حضرت پاسخ داد: در مصائب مادرم فاطمه سلام الله علیها این چنین اندیشناکم، به خداوند سوگند پیکر آن دو پلید را بیرون می آورم، آتش می زنم و خاکسترشان را به باد می دهم و باز مانده شان را به دریا می ریزم.(18) امام هادی علیه السلام از رسوال اکرم صل الله علیه و آله و سلم روایت می کند: دخترم از این جهت فاطمه سلام الله علیها نامیده شد که خداوند او را و دوست دارانش را از آتش جهنم جدا کرد.(19) امام حسن عسکری علیه السلام: ما امامان حجت خدا بر مردمان هستیم و فاطمه سلام الله علیها حجت خدا بر ماست.(20) حضرت بقیه الله ارواحنا فداه در ضمن توقیع شریفی مرقوم فمود: در دختر رسول خدا برای من الگوی خوبی ست. (21) دیدگاه امام خمینی درباره وجود مقدسه حضرت زهرا سلام الله علیها: من راجع به حضرت صدیقه سلام الله علیها خودم را قاصر می دانم ذکری بکنم، فقط اکتفا می کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روایت این است که حضرت صادق علیه السلام می فرمایدL(فاطمه سلام الله علیها بعد از پدرش 75 روز زنده بودند، در این بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می کرد.)) ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراوده ای بوده است یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیاء عظام درباره کسی این طور وارد شده باشد که در ظرف 75 روز جبریل رفت و آمد داشته است... مسئله آمدن جبرئیل برا ی کسی یک مسئله ساده نیست، خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می آید امکان دارد بیاید، یک تناسب لازم است بین روح آن کس که جبرئیل می خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است... حتی درباره ائمه هم ندیده ام که وارد شده باشد این طور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط این است که برای حضرت زهرا سلام الله علیها است آن که من دیده ام جبرئیل به طور مکرر در آن 75 روز وارد می شده و مسائل آتیه ای که بر ذریه ی او می گذشته است، این مسائل را می گفته است و حضرت امیر علیه السلام هم ثبت می کرده است... در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضائلی که برای حضرت زهرا سلام الله علیها ذکر کرده اند... با لاتر می دانم.(22) حضرت زهرا سلام الله علیها از منظر فرزندش سید علی خامنه ای: اسلام، فاطمه سلام الله علیها - آن عنصر برجسته و ممتاز ملکوتی- را به عنوان نمونه و اسوه زن معرفی می کند. آن، زندگی ظاهری و جهاد و مبارزه و دانش و سخنوری و فدراکاری و شوهرداری و مادری و همسری و مهاجرت و حضور در همه میدانهای سیاسی و نظامی و انقلابی و برجستگی همه جانبه ی او که مردهای بزرگ را در مقابلش به خضوع وادار می کرد، این هم مقام معنوی و رکوع و سجود و محراب عبادت و دعا و صحیفه تضرع و ذات ملکوتی و درخشندگی عنصر معنوی و همپایه و هم وزن و همسنگ امیر المومنین علیه السلام و پیامبر بودن اوست. زن، این است. الگوی زنی که اسلام می خواهد بسازد، این است.(23) فاطمه سلام الله علیها از منظر علمای اهل سنت: ابو نعیم اصفهانی: از جمله پرهیزکارترین برگزیدگان و برگزدیده ترین پرهیزکاران فاطمه سلام الله علیها سید بتول، پاره تن و شبیه رسول است .(24) ابن اثیر: فاطمه سلام الله علیها به ام ابیها ملقب شده و محبوبترین افراد نزد رسول خدا بود.(25) دکتر بنت الشاطی: فاطمه سلام الله علیها محبوبترین دختران پیامبر و شبیه ترین افراد نسبت به او در خلقت و اخلاق بود.(26) دکتر علی ابراهیم حسن: زندگی فاطمه سلام الله علیها صفحات نادری از تاریخ اسلام است که در ان جلوه های عظمت ملموس است ... فاطمه سلام الله علیها در اسام اثر بزرگی داشت. دولت فاطمیون از نام او تشکیل شد و دانشگاه الازهر نیز از نام او مشتق شده است.(27) ابن ابی الحدید: رسول اکرم، فاطمه سلام الله علیها بر بسیار اکرام می کرد. پیامبر در محضر خاص و عام بارها و باها، نهن یک بار و چند بار در موراد مختلف می فرمود: فاطمه سید و سرور زنان جهان است. او همانند مریم دختر عمران است. (28) عایشه:هرگاه پیامبر ار مسافرت باز می گشت زیر گلوی صدیقه طاهره سلام الله علیها را می بوسید و می فرمود: از وی بوی بهشت را استشمام می کنم.(29) کسی در سخن گقتن به رسول خدا شبیه تر از فاطمه زهزا سلام الله علیها پیدا نکردم و هرگاه فاطمه سلام الله علیها به نزد پیامبر می امد رسول گرامی به وی خوش آمد می گفت و دستش را می بوسید و او را در جای خود می نشاند.(30)
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط |
|
|
|